شمس الدين حافظ

85

ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )

1 - « سبكباران ساحلها » الا يا ايّها السّاقى ادر كأسا و ناولها * كه عشق آسان نمود اول ولى افتاد مشكلها به بوى نافه‌اى كاخر صبا زان طُرّه بگشايد * ز تابِ زلفِ مشكينش چه خون افتاد در دلها به مِى سجاده رنگين كن ، گرت پيرِ مغان گويد * كه سالك بىخبر نَبوَد ، ز راه و رسمِ منزلها مرا در منزلِ جانان چه امنِ عيش ؟ چون هر دم * جَرَس فرياد مىدارد كه بربنديد محملها شبِ تاريك و بيمِ موج و گردابى چنين هايل * كجا دانند حالِ ما سبكبارانِ ساحلها ؟ همه كارم ز خودكامى به بدنامى كشيد ، آرى * نهان كى مانَد آن رازى كَزان سازند محفلها حضورى گر همىخواهى ازو غايب مشو حافظ * مَتى ما تَلْقَ مَنْ تَهْوى دَعِ الدُّنيا و اهمِلْها * توضيحات : معنى بيت ( 1 ) ( اى ساقى ، جام باده را به گردش درآور و با دست خود آن را به يك‌يك مجلس بده و آن‌وقت به من بده ، ( يعنى تا در مجلس همه شراب نخورند ، صفا ندارد ) چه عاشقى نخست به نظر سهل و آسان آمد ، اما در اين راه دشوارىهاى زيادى پيش آمد - ( آرايه ملمع ) آسان ( سهل ) نافه ( مشك ) منزل ( مشكل ، جايگاه ) آخر ( سرانجام ) طرّه ( موى پيشانى ) جرس ( زنگ كاروان ) گردابى چنين هايل ( غرقابى سخت هولناك ) كجا دانند ( نمىدانند ) سبكباران ( دل‌آسودگان ) بيت آخر ( اگر جمعيت خاطر و آسودگى مىخواهى ، از ياد محبوب ابدا غافل مباش ، چون كسى را كه دوست مىدارى ديدار كنى ، دنيا و اسباب آن را رها كن ) ادر ( بگردان ) كأس ( قدح پر از شراب ) ناول ( با الحاق ضمير متكلم ( ى ) بايد ( ناولنى ) باشد ) آسان ( ساده ) مشكل ( دشوارى ) تاب ( فروغ - پيچش مو ) مغان ( رئيس آتش‌خانه ) سالك ( رهرو ) منزلها ( ميخانه‌ها ) امن عيش ( زندگى آرام ) محمل ( كجاوه ، بار ) هايل ( هول - ترس - ترسناك ) * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 صبر را پيشه كن ، نوبت به شما نيز خواهد رسيد ، اما در اين راه مشكلاتى وجود دارد كه بايد با صبر و شكيبايى گام بردارى . 2 - نگرانى شما بىمورد است ، سخن خردمندى كه ديروز با شما صحبت كرد ، حتما به كار گيريد و از فرصت‌هاى پيش آمده ، بهره‌مند شويد . 3 - كار را با جديت و تلاش دنبال كن ، سادگى هم اندازه‌اى دارد ، قدرى رازدار باش ولى خودكامه مباش . 4 - كارى كه در نظر داريد ، دشوارى دارد اما غير ممكن نمىباشد ولى با توكل به خداوند موفق مىشويد و از عيب‌جويى ديگران هم هراسى به دل راه ندهيد ، بگذار حسودان هرچه مىخواهند بگويند ، جناب‌عالى با يكى از بستگان مشورت كنيد . 5 - او خيلى به شما عشق مىورزد ، اما تودار است و خجالت مىكشد ، پس شما قدرى حوصله كنيد و به او فرصت بدهيد . 6 - ازدواج عملى است ، از نظر تحصيل موفقيت با شماست اما بيمار بدتر مىشود و سفر كرده فعلا نمىآيد ، خبر بدى در چند روز آينده خواهيد شنيد ولى ناراحت نشويد ، پس از آن ، خبرهاى خوشحال‌كننده‌اى ، دريافت مىكنيد . 7 - صبر كنيد او برمىگردد ، بدانيد برنده : هميشه گامهاى متعادلى برمىدارد ولى بازنده : يا خيلى تند مىرود يا خيلى كند . 8 - جناب‌عالى انسانى مهربان ، دلسوز ، از خود گذشته و با فرهنگ هستيد ، حيف است با افرادى جاهل و پست و نادان نشست و برخاست كنيد و يا به سخنان آنان توجه كنيد ، شما به اصل و ريشه خانوادگى محكم خود توجه داشته باشيد . 9 - ملاحت و بانمكى شما همه را خواسته و ناخواسته عاشق مىكند ، پس مغرور نباشيد . 10 - چرا با سخنان نيش‌دار خود ديگران را آزار مىدهيد ، اگر چه از صميم قلب مهربان هستيد ، اما زبانى نيش‌دار داريد ، حتى در سخن گفتن توجه كنيد كه ديگران را نرنجانيد . به پدر و مادر خود بيشتر توجه كنيد و دلشان را به دست آوريد . 11 - آنچه جناب‌عالى نيت كرده‌ايد ، اگرچه عين واقعيت است ولى هر واقعيتى نياز به مقدماتى دارد ، پس نگران نباشيد مقدمات اين نيت فراهم مىشود .